« بيشتر مشتريان شعر روز (به خصوص آثار شاعران نوظهور و کمتر شناخته شده) آنهايي هستند که ميخواهند شاعر شوند يا شاعر بهتري باشند، به همين ترتيب بيشتر مشتريان آثار داستاني نيز کساني هستند که ميخواهند داستاننويس شوند يا داستاننويس بهتري باشند.»
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حميدرضا محمدي در وبلاگ خود به نشاني http://www.gozir.com با اين توضيح كه منظورش از مشتري کسي که پول ميدهد نيست و بيشتر آن کسي است که علاقمندي وافر از خود نشان ميدهد، ادامه داده است: اگر با ادعاي اوليه من موافق باشيد احتمالاً ميتوانيد با من در اين قضيه در عرصههاي ديگري که در آنها آثار هنري و فرهنگي توليد ميشود؛ از قبيل نقاشي، عکاسي و … نيز موافق باشيد و اعتقاد داشته باشيد که درصد بالاتري از مشتريان توليدات اين عرصهها کساني هستند که خودشان دستشان در همان کار است. البته فکر ميکنم وجود اين علاقمندي از لازمههاي پيشرفت و ارايهي آثار نخبه در اين عرصهها باشد به عنوان نمونه از جامعهي فرهنگي که در آن تعداد شاعران زياد است و به تبع آن شعر مشتري زيادي دارد ميتوان انتظار شعر جهاني و برگزيده داشت.
در اين نوشته آمده است: مرادم از طرح اين ادعا بررسي ميزان درستي اين قضيه در جامعهي افرادي است که وبلاگ دارند. وبلاگ رسانهي جديدي است که ميتواند در انتشار وقايع روز و همچنين دغدغههاي جامعه و عرضهي سريع آنها به مخاطب بسيار مؤثر و کارا باشد. بسياري از ما مشتري سايتهاي خبري و اطلاعرساني با آن رويکردهاي خاص و جهتگيريهاي سياسيشان نيستيم و اين وبلاگها هستند که عنوانهاي توجهبرانگيز آنها را به همراه ديدگاههاي شخصي و با زباني ديگر به ما ميرسانند. اين کارکرد وبلاگ در کنار ديگر ويژگيهاي آن، آن را براي ما تبديل به رسانهاي جالب و جذاب كرده است. بسياري از کساني که دسترسي اينترنت با فرکانس بالا دارند پس از مدتي متناسب با علايق خود مشتري تعدادي از وبلاگهاي خاص ميشوند.
اين بلاگر عنوان كرده است: با اين مقدمه به سراغ اين پرسش ميروم که عادت وبلاگنويسي چقدر بر عادت وبلاگخواني تأثير ميگذارد؟ به زبان ديگر يک وبلاگخوان عادي وقتي تبديل به يک وبلاگنويس ميشود چقدر عادت وبلاگخوانياش دستخوش تحول ميشود؟ و يک سؤال ديگر اين که آيا همچون قضيهاي که در پاراگراف اول مطرح کردم ميتوان معتقد به اين بود که بيشتر مشتريان وبلاگها آنهايي هستند که خودشان وبلاگ مينويسند؟ ... . |