|

يك روزنامهنگار و وبلاگ نويس معتقد است، براي يك روزنامهنگار داشتن رسانهاي مانند وبلاگ كه بتواند به صورت آنلاين با مخاطب خود ارتباط برقرار كند، اهميت زيادي دارد.
كامران محمدي، نويسندهي وبلاگ " نسل پنجم " در گفتوگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا )، گفت: « وبلاگ مانند روزنامه يك رسانه است، ولي اين رسانه تفاوتهايي با روزنامه دارد. وبلاگنويس به شكل الكترونيك با مخاطب خود ارتباط برقرار ميكند.»
وي افزود: « رسانه چه مكتوب و چه الكترونيك جذابيتهايي را براي روزنامهنگار ايجاد ميكند، برخي از اين جذابيتها تنها به وبلاگ اختصاص دارد كه يكي از آنها ارتباط وبلاگنويس با مخاطب است؛ مسالهاي كه در رسانههاي مكتوب عملا هر روز كمرنگتر و به ستونهاي نمايشي تبديل ميشود.»
محمدي، شخصي بودن را از ديگر كاركردهاي وبلاگ براي روزنامهنگاران عنوان كرد و گفت: « در روزنامه هميشه افرادي هستند كه براي روزنامهنگاران تعيين ميكنند، دربارهي چه چيزي بنويسند و به چه چيزي توجه كنند.
شخصيت نويسنده به عنوان يك روزنامه نگار در يك چارچوب و ساختار بزرگ حل ميشود، چارچوبهايي كه در خدمت اهداف عموما سياسي پشت پرده يا كاملا مشخص روزنامه و صاحبان آن است. ولي در وبلاگ هميشه اين شخصيت صاحب وبلاگ است كه تعيين ميكند، اين رسانه چگونه اداره ميشود.»
وي ادامه داد: « زماني كه وبلاگ نويس، خود تعيين كننده تمام شرايط وبلاگ باشد، باعث ايجاد يك نوع آشفتگي و آسيب درآن نيز ميشود. مانند وقتي كه يك انسان گرسنه با يك سفرهي رنگين غذا مواجه ميشود و نميداند كه از كدام يك بايد بخورد، متاسفانه در وبلاگهاي روزنامهنگاران نيز اين آشفتگي وجود دارد. زيرا آنها نيز همچون انسانهاي گرسنهاي هستند كه با فضاي شخصي وبلاگ مواجه شدند و هيچ وحدت موضوعي در وبلاگهاي آنها وجود ندارد.»
محمدي اظهار داشت: « آن چه مهم است، پايداري وبلاگ نويسان و زنده نگه داشتن وبلاگهاي خود است. آنهايي كه در اين فضا باقي ميمانند و وبلاگهاي خود را زنده نگه ميدارند عموما ديدگاههاي اجتماعي، سياسي قويتري دارند.»
وي افزود: « در وبلاگهاي موفق، بيشتر يادداشتهاي اجتماعي سياسي روزنامهنگاران وجود دارد و به دنبال بازديد بيشتر از آنها، انگيزه و حساسيت به اين موضوعات نيز افزايش مييابد. روزنامهنگاران بيشتر ديدگاههاي عموميتري را مطرح ميكنند تا مسايل شخصي.»
اين بلاگر به تفاوت وبلاگهاي روزنامهنگاران با ساير وبلاگها اشاره كرد وگفت: « روزنامهنگار به دليل آشنايي با محيط رسانهاي از قوانين و قواعد رسانه بيشتر آگاه است. توانايي ارتباط با مخاطب و همچنين تكنيكهاي كاري را بهتر ميداند. بنابراين وبلاگهاي روزنامهنگاران اغلب وبلاگهاي جديتري به لحاظ محتوايي و تكنيكي هستند.»
محمدي تاكيد كرد: « بايد هميشه ملاكهاي تشخيصي به لحاظ محتوايي ومعيارهاي زماني براي وبلاگها تعيين شود.
به طور قطع وبلاگي كه اين معيارها را داشته باشد و بلاگر آن روزنامهنگار نيز باشد، وبلاگ موفقي خواهد بود.»
وي همچنين گفت: « وبلاگ يك رسانه است، نه صرفا دفترچه خاطراتي كه ما بتوانيم تمام آن را منتشر كنيم، با وجود آن كه وبلاگ رسانهاي فردي است، ولي نبايد استفاده از آن صرفا به صورت شخصي و دفترچه خاطرات باشد.»
وي ادامه داد: « وبلاگ قائم به فرد است، رسانهاي كه هدف آن برجسته كردن پديدههايي است كه در جامعه حادث ميشود كه اگر اين هدف به درستي تحقق يابد، پشت آن اهداف پنهانتري هم وجود دارد، هدفي نهايي كه هر وبلاگي مستقيم و يا غير مستقيم به دنبال برجسته كردن صاحبش است.»
اين روزنامهنگار با اشاره به آنلاين بودن مخاطب وبلاگ گفت: « كليديترين تفاوت رسانههاي مكتوب با سايبر در تعاملي بودن فضاي مجازي است، در وبلاگ برخلاف روزنامه، به سرعت زياد بازخورد مطالب دريافت ميشود.»
وي افزود: « مخاطبان روزنامهها با وجود آنكه تعدادشان از مخاطب وبلاگ بيشتر است، ولي در وبلاگ، مخاطبان به راحتي شناخته ميشوند و فضاي خصوصي و دوستانه تري ايجاد ميشود.»
محمدي گفت: « در وبلاگ چندين چشم وجود دارد و همه چيز روشن است، به دليل آن كه همه از نظرات مخاطبان خود آگاه هستند، هيچ كس در خلاء و تاريكي در اين فضا گام بر نميدارد. تمام مطالب وبلاگ متعلق به صاحب آن است ولي در روزنامه اين طور نيست. در روزنامه اخبار به فرد تحميل ميشود، ولي در وبلاگ اين فرد است كه به سراغ وبلاگ ميرود و ارزشهاي خبري آن را تعيين ميكند.»
وي در خصوص رويكرد رسانههاي بزرگ دنيا به تاسيس وبلاگ، گفت: «وجود وبلاگ يعني جذب مخاطبان بيشتر، مخاطباني كه بيشتر به سمت وبلاگها ميروند تا سايتهاي خبري، از طرفي ديگر چون سايتها و وبلاگها هر دو از جنس سايبر هستند، روزنامهها بهتر است به راه اندازي وبلاگ اقدام كنند. به هر حال بيان يك سري مسايل از طريق وبلاگ آسانتر از سايتهاي خبري است.» |